محرومیت موقت دلچسب

تعرفه تبلیغات در سایت
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
عنوان عکس
نسل برقراری مداوم ارتباط توی کوپه ۳ پیرزن نشسته اند. هرسه چادری . دوتا میانسال ‌. یکی پیرتر. یک ربع بعد از سوار شدن ، قابلمه هایشان را باز کردند و خوراک مرغ وترشی خوردند . نزدیک به دویست و پنجاه بار به ادمهای دیگر کوپه تعارف کردند . هر چند وقت یکبار یکی از زنها دست به سر آن یکی میکشد و بعد خیلی مهربان روسری ان را جلوتر میکشد . خیلی مراقب هم هستند که مویشان دیده نشود . همش به من و دختر دانشجوی دیگر با تعجب نگاه میکنند. همه اش نگرانند جای مارا تنگ کرده باشند . میروند مشهد . ان دختر دیگر ،که ورامین سوار شد، مادرش آمد ک کوپه را بررسی کند. نگران ترین مادری بود ک می دیدم . چندبار گفت دخترم فقط آژانس بانوان! من هم چندبارخداروشکر کردم که مامانم عین خیالش نیست که چاهار سال آژانس غیر بانوان نشسته ام . مردی هم توی کوپه هست . تا ورامین با او تنها بودم . مقدار زیادی اضافه وزن و سیبیل دارد . وقتی داشتم ساندویچم را باز میکردم طوری نگاهم کرد که خلاف عادتم بهش تعارف کردم. که برنداشت البته . مهربان است . با همه ی این اوصاف نگار جان دیگر قطار کوپه ای سوار نشو لطفا:) + تاريخ دوشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۶ساعت 9:56 نويسنده نگآر |
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 18 دی 1396 ساعت: 0:05
برچسب‌ها :
نسل برقراری مداوم ارتباط توی کوپه ۳ پیرزن نشسته اند. هرسه چادری . دوتا میانسال ‌. یکی پیرتر. یک ربع بعد از سوار شدن ، قابلمه هایشان را باز کردند و خوراک مرغ وترشی خوردند . نزدیک به دویست و پنجاه بار به ادمهای دیگر کوپه تعارف کردند . هر چند وقت یکبار یکی از زنها دست به سر آن یکی میکشد و بعد خیلی مهربان روسری ان را جلوتر میکشد . خیلی مراقب هم هستند که مویشان دیده نشود . همش به من و دختر دانشجوی دیگر با تعجب نگاه میکنند. همه اش نگرانند جای مارا تنگ کرده باشند . میروند مشهد . ان دختر دیگر ،که ورامین سوار شد، مادرش آمد ک کوپه را بررسی کند. نگران ترین مادری بود ک می دیدم . چندبار گفت دخترم فقط آژانس بانوان! من هم چندبارخداروشکر کردم که مامانم عین خیالش نیست که چاهار
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : سه شنبه 14 آذر 1396 ساعت: 6:48
برچسب‌ها : برقراری,
من هستم. قتل های اخیر زنجیره ای تو.

خواستم بگویم آن ریشه هایی که تورا و این شهر را که در اینجا میشود آن شهر ترک شده را ، بغل گرفته بودند، حالا کنده شده از خاک بیرون مانده و دارد میگندد. خواستم بگویم ببین تورابخدا زندگی را .شعر میگویی در وصف چسبانندگی ات به معشوق و خودت را به ریشه های پیچ خورده دورش تشبیه میکنی بعد که منتظر لحظه ای برای خواندنش میمانی ، میفهمی که ای دل غافل. دیر اومدیم خیلی دیره و همه این بار رفته بودناشونو گذاشتن تابسون که کوتاه هم هست.

نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 22 آبان 1396 ساعت: 5:16
برچسب‌ها :
اتفاقی که ممکن است یکبار رخ بدهد.

ممکن است یکبار دیگر همان ملات و مواد را کنار هم بگذاری، همه چیز را مثل دفعه پیش بچینی ولی هیچ وقت نتوانی نتیجه قبلی را تکرار کنی.

"سوروکو تازاکی بی رنگ و سالهای زیارتش"

هاروکی موراکامی


برچسب‌ها: هایلایت
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 22 آبان 1396 ساعت: 5:16
برچسب‌ها :
معماران عزیز، توجه بفرمایید صبح، از یک ربع به نه تا ساعت ده و نیم تو خونه ما مراسمی برپاست بنام تمیز کاری. بینش پر سر وصدا ترین صبونه خوردن دنیا توسط مامان و بابام اتفاق میفته .به این ترتیب که لیوان رو پس از هربار هورت
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 22 آبان 1396 ساعت: 5:16
برچسب‌ها : معماران,بفرمایید,
یادم میاد دبیرستان که بودم، همیشه پنکک و ریمل میزدم.فک میکردم به اندازه کافی خوشگل نیستم و باید برای خوشگلی یکاری بکنم.همیشه ی خدا یه گوشه ذهنم مشغول بود که آیا پوستم به اندازه کافی با پودر پوشیده شده یا مژه هام بلند هست؟ توی ذهنم یه ف
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 22 آبان 1396 ساعت: 5:16
برچسب‌ها : دبیرستان,

تو نباید هیچوقت فکر کنی که همه چیز ریخته بهم. همون لحظه ای که به ذهنت رسید همه چیز ریخته بهم و تو وسط یه آشفته بازار  وایسادی ، همون لحظه چشماتو ببند به یه چیز درخشان ،هرچیزی، فکر کن و چشماتو باز کن و یه نفس عمیق بکش  و مثل اسکارلت توی بر باد رفته بگو که امروز نمیتونی بهش فکر کنی.فردا برای فکر کردن به بدبختیا روز مناسب تریه. الان بهتره یه نوشیدنی متناسب با فصل بخوری و کتاب بخونی.

نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 22 آبان 1396 ساعت: 5:16
برچسب‌ها :
صـورت زیبا نمی آید به کار فرزندمدخترهای زیبای بسیاری دیدم . صورت هایی بدون نقص. زیبایی با عدد های طلایی. فلان و بیسان.اما بدان، در میانشان، فراوان بود کسانیکه قدر زیباییشان را ندانستند. فروختند به آهن.به سرگرم شدن با دی
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 22 آبان 1396 ساعت: 5:16
برچسب‌ها :
اشغالگر کوچک وقتی بیست و یک سالم شد به لحظاتی که توش خوشحال بودم فکر کردم. نمیدونم تاحالا پیش اومده براتون که فکر کنید آخرین بار کی خوشحال بودین. منظوزم وقتایی که صرفا به چیزی که میدونین مورد قبول اطرافیانتونه ،رسیدین ن
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 22 آبان 1396 ساعت: 5:16
برچسب‌ها : اشغالگر,
محرومیت موقت دلچسب دیوانگی کردن من اصلا چیز خاصی نیست.اینطوری نیست که به سرم بزند از انواع و اقسام شبکه های اجتماعی بزنم بیرون یا یک هفته درست حسابی غذا نخورم تا پای چشمهایم گود بیفتد.یا تمام مدت خودم را توی اتاق زندانی
نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 22 آبان 1396 ساعت: 5:16
برچسب‌ها : محرومیت,
اخبار و رسانه هاهنر و ادبیاترایانه و اینترنتعلم و فن آوریتجارت و اقتصاداندیشه و مذهبفوتو بلاگوبلاگ و وبلاگ نویسیفرهنگ و تاریخجامعه و سیاستورزشسرگرمی و طنزشخصیخانواده و زندگیسفر و توریسمفارسی زبان در دیگر کشورها